سکوتم را نشنیده گرفتی
 
 
اینجا شعرهای مرا می خوانید ، حضورتان را مي ستايم !
 
همچنان که ارز لاکردار بالا می رود
دزد هم از سینه ی دیوار بالا می رود

آن گذشته دزد در دزدیِ خود خاموش بود
حال با آواز ناهنجار بالا می رود

می کِشیمش سخت پایین، سخت، اما باز هم
چشم بر هم می زنی صدبار بالا می رود

گرچه باید گفت دزدی مبحث پیچیده ای است
دزد حال از جیب فرماندار بالا می رود

البته وقتی همه دارند بالا می روند
دزد هم مثل همه ناچار بالا می رود

می خورد هر کس از آنچه باشد و در انتها
راحت از حاشا و از انکار بالا می رود

شیب وقتی تند باشد بنزداران راحتند
این پراید ما ولی دشوار بالا می رود

در خیابان گر به شوق کار خواهی زد قدم
خوب خواهی دید هی بیکار بالا می رود

گر چه ناگفته نماند آنچنان هم زشت نیست
حداقل این وسط آمار بالا می رود

یک نفر می گفت وقتی باغبان خوابیده است
در میان ساقه ی گل، خار بالا می رود

جنگ باشد یا نباشد قصه اینگونه است از
شانه ی سربازها سردار بالا می رود

ما که کلا خوبِ خوبیم این وسط این چیزها
کلهم از کولِ استکبار بالا می رود

#امیر_نظام_دوست

https://telegram.me/amirnezamdoost

 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷ساعت   توسط امیر نظام دوست  | 
  بالا