سکوتم را نشنیده گرفتی
 
 
اینجا شعرهای مرا می خوانید ، حضورتان را مي ستايم !
 
 

وای از آن لحظه که بغضت در نگاهت بشکند
در گلویت ذره ذره هُرم آهت بشکند

برکه‌ای در گوش ماهی‌ این‌چنین‌ می‌گفت که-
تو نمی‌دانی چه سخت است این‌که ماهت بشکند

معتقد هستم که از مرگ عزیزی سخت‌تر
لحظه‌ی تلخی‌ست که پشت و پناهت بشکند

عشق لبخند است اما درد آن‌جایی‌ست که-
باعث لبخندهای گاه‌گاهت بشکند

باید از شهر پر از یادش گریزان شد ولی
وای از آن روزی که قلب سر به راهت بشکند

"امیر نظام‌دوست، بیرجند ۹۳"

 |+| نوشته شده در  شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ساعت   توسط امیر نظام دوست  | 
  بالا