|
سکوتم را نشنیده گرفتی
|
||
|
اینجا شعرهای مرا می خوانید ، حضورتان را مي ستايم ! |
وای از آن لحظه که بغضت در نگاهت بشکند
در گلویت ذره ذره هُرم آهت بشکند
برکهای در گوش ماهی اینچنین میگفت که-
تو نمیدانی چه سخت است اینکه ماهت بشکند
معتقد هستم که از مرگ عزیزی سختتر
لحظهی تلخیست که پشت و پناهت بشکند
عشق لبخند است اما درد آنجاییست که-
باعث لبخندهای گاهگاهت بشکند
باید از شهر پر از یادش گریزان شد ولی
وای از آن روزی که قلب سر به راهت بشکند
"امیر نظامدوست، بیرجند ۹۳"
|
|