|
سکوتم را نشنیده گرفتی
|
||
|
اینجا شعرهای مرا می خوانید ، حضورتان را مي ستايم ! |
آن روسری نازک آویز سرت را...
موهای رها تا سرِ خطِ کمرت را...
چشمان قشنگ و ترِ آسیمه سرت را...
قربان بروم چشم و لبان و جگرت را
بگذار کمی دور و برت شعر بگویم
آن شیطنتت وقتِ نگاه سر کوچه
یا رد شدن آرامِ تو از آخر کوچه
هی دور زدنهام به دور و برِ کوچه
فریادِ حریفان که "بیا این ورِ کوچه"
بگذار کمی دور و برت شعر بگویم
سیگار کشیدن سر کوچه، ته کوچه
از جای پریدن سر کوچه، ته کوچه
هی طعنه شنیدن سر کوچه، ته کوچه
آدامس جویدن سر کوچه، ته کوچه
بگذار کمی دور و برت شعر بگویم
از خواب پریدن، شب و دلتنگی و کابوس
لبخند پدر صبح به من از سرِ افسوس
هی دور زدن، دور زدن تویِ اتوبوس
هی نیت و رفتن به مشدهام! به پابوس
بگذار کمی دور و برت شعر بگویم
افسوس ندیدی گلِ من پشت سرت را
این عاشق دیوانه ی دیوانه ترت را
آورد کسی صبحِ دوشنبه خبرت را
داماد گرفته است به دستش کمرت را
افسوس! نشد دور و برت شعر بگویم
"امیر نظام دوست"
https://telegram.me/amirnezamdoost
|
|