|
سکوتم را نشنیده گرفتی
|
||
|
اینجا شعرهای مرا می خوانید ، حضورتان را مي ستايم ! |
پاييز با من قصه مي گويد وليكن
اين قصه ها را مقصدي تا واژه اي نيست
من كه برايت شعر مي گفتم هميشه
حالا كه دلتنگم در اينجا واژه اي نيست
حالا كه در هر رنگ پاييزم تو هستي
بايد بگويم از تو اما واژه اي نيست
گفتند تعريف زيادي عشق دارد
گفتند اما عشق من را واژه اي نيست
ديروز وقتي پيش چشمانت نشستم
ميخواستم... ديدم خدايا واژه اي نيست
"امیر نظام دوست"
https://telegram.me/amirnezamdoost
لشكر فیل هاي جنگاور در نگاه تو گرم پيكارند
روسري از سرت كه مي افتد باد در لشكرت كه مي افتد
ابرها از سواحل اطلس تا همين پيشِ پات مي بارند
باعثِ روزه هاي شك داري در خيابان كه راه مياُفتي
مرد و زن از نگاه تو مَستَند مردمان از گناه ناچارند
يك شب از ساحلي گذر كردي دسته دسته نهنگ ها مُردند
خودکشی هاي پاي هر قدمت حرف هر روز و نقل اخبارند
رستمِ داستان فردوسي حرفِ پنهان شعر خيامي
با نگاه تو بوده شاعرها سعدي و حافظَند و عطارند
پيش چشمان مست انگوريت اختيارات شاعري جبر است
واعظان جز تو كه نمي گويند شاعران در تو غرقِ تكرارند
امیر نظام دوست
|
|