|
سکوتم را نشنیده گرفتی
|
||
|
اینجا شعرهای مرا می خوانید ، حضورتان را مي ستايم ! |
�اردوغانی� درون من زنده است
عشق این قاتل همیشگی ام
سال ها توی خون من زنده است
مثل تهران بعدِ مشروطه
روزگارم عجیب داغان است
خط به خط قصه ی دلم درد است
رج به رج زندگیم ویران است
شیلی ام توی مشت پینوشه
اصفهانم اسیر افغان ها
نه! گریزی ندارم از عشقت
ناگزیرم تو را به دوران ها
تخت جمشید خسته ای هستم
منتظر تا دوباره برگردی
سال ها پا به پای من زنده است
آتشی که به جان من کردی
خط به خط قصه های تاریخی
راوی حال تلخ من هستند
دردهای بدون تو در من
مثل یک گله کرگدن هستند
طول تاریخ را قدم زده ام
تا که باشم کنار چشمانت
وصل ممکن نبود اما من
مانده ام سر به دار چشمانت
#امیر_نظام_دوست
https://telegram.me/amirnezamdoost
|
|