|
سکوتم را نشنیده گرفتی
|
||
|
اینجا شعرهای مرا می خوانید ، حضورتان را مي ستايم ! |
از های و هوی عشق گناهی به ما رسید
از این همه کویر که از ما گذشته اند
تنها سکوت خسته ی چاهی به ما رسید
روزی پلنگ عشق از این دشت ها گذشت
نه برکه ای شکفت , نه ماهی به ما رسید
هر چند از قبیله ی باران نبوده ایم
نم قطره های غصه که گاهی به ما رسید
در گیرودار شعر کمی نان خریده ام
از هُرم عاشقی فقط آهی به ما رسید
مهر 1391 - بیرجند
|
|